اینقدر روزها هوا گرمه که اصلا نمیشه بیرون رفت به طرز فجیعی اذیت کننده است، از گرما متنففففرم من.
این روزا صبح که از خواب پا میشیم با پسرم بازی میکنیم و میذارمش توی ماشینش و یه کمی به کارام میرسم بهش غذا میدم براش کتاب میخونم و با دیدن تصاویر کتاب سرگرم میشه واسش شعر میخونم در طول روز یه چرتی میزنه تا باباش بیاد اونو که ببینه گل از گلش میشکفه؛ غروب هم اگه حالی باشه یه پارکی جایی میریم و من سعی میکنم غروبها واسه فردام غذای خودم و بچه رو حاضر کنم تا واسه فرداش که تنهام کاری نداشته باشم البته همیشه موقعیتش پیش نمیاد.
یه نرم افزار آهنگ تو گوشیم دارم که آهنگاش رو خیلی دوست داره خییلی.
میخوام ببرمش آتلیه، خدا کنه زودتر فرصت بشه بریم وقت بگیریم؛ اول که به باباگفتم گفت بذار یک ساله بشه که بتونه بشینه یا کارای دیگه یاد بگیره بهش گفتم باشه حالا یک سالگی هم اگه خدا بخواد میریم الان هم دلم میخواد ازش عکسای یادگاری و خوشگل داشته باشم.
راستی چند روز پیش دستمو برده بود تو دهنش و من تیزی اولین دندونشو حس کردم اینقده خوشحال شدم که حد نداره خیلی منتظر بودم دندونش دربیاد خلاصه کلی ذوق کردم. دندونای پایینی یکیش در اومده تقریبا و دو تا کناریش هم در حال بیرون اومدنن؛ خیلییییی وقت بود که آب دهنش سرازیر میشد ولی فکر کنم اوایل هفت ماهگیش شروع شد رویش دندونش.
دیگه اینکه کار خونه چقدرررر زیاده واقعا، خونه داری واقعا یه شغل تمام وقته، یه جا رو تمیز میکنی جای دیگه کار واست درست میشه خدا به همه خانمای زحمتکش و همینطور آقایون زحمتکش که پی روزی حلال برای خونواده شون هستن قوت بده.
این روزا من خیلی فکرم مشغوله از لحاظ اقتصادی بیشتر، همش فکر میکنم قسط جلسه ها و همینطور زمینهایی که خریدیم تموم شه؛ ماشینمونو عوض کنیم؛ خلاصه همش فکر درآمد بیشتر و پول بیشتر هستم نمیدونم چرا اینطوری شدم زیاد اهل ولخرجی و اسراف و بریز و بپاش و چشم و هم چشمی هم نیستما، اصلا؛ ولی به نظرم دلم میخواد بیشتر پیشرفت کنیم ان شاالله که همین طور میشه به امید خدا.
یک گوشه دنج...
ما را در سایت یک گوشه دنج دنبال میکنید
برچسب: گذر ایام,گذر ایام شعر,گذر ايام,در گذر ایام,شعر درباره گذر ایام,همدان در گذر ایام,متن گذر ایام,کتاب گذر ایام, نویسنده: بازدید: 111