شمارش معکوس

خرید بک لینک

نمیدونم کارم درست بوده یا نه ولی بعد از ذو سال, حدودا یک ماهیه که میرم باشگاه, در کنار تدریس و کارای خونه و .....

تایمی هم که باشگاهم, پسرم پیش باباییش تو خونه اند.

روزام که کوووتاهه, تا برسم خونه, کاملا تاریکه هوا.

وای نمیدونید وقتی برمیگردم چقدر خسته ام, به زور راه میام, یعنی به زور خودمو می کِــشم و میارم خونه.

شبها که تو خواب از این پهلو به اون پهلو میشم انگار کتک خوردم اینقدر که از خستگی کوفته ام.

محیط باشگاه رو دوست دارم اون ولوم بالای آهنگای شاد و انرژی و اتحاد بچه ها و بگو و بخند, تازه چند روز پیش دوست ِ دوران ابتداییمو اونجا یافتم, فکرکن , بهم میگه یادم میاد حتی جایی که مینشستی رو.

گاهی هم واقعا خستگی بهم فشار میاره و هی پیش خودم غر میزنم و نق نق میکنم ولی خب....چه غلطا...!!! فقط ای کاش شبانه روز طولانی تر بووووود.

هفته بعد تولد پسرمه اصلا باورم نمیشه که یک سال گذشت همش یاد پارسال این روزا میفتم.

با همفکری و همراهی دخترعموم در تدارک جشن تولدشم, ان شاالله.

البته خیلی شلوغش نمیکنم حدود 35 تا مهمون دارم.

اینقدر خرید دارم و همش هم فکرم مشغوله.

اگه واسه تولد پیشنهاد خاص و بامزه ای دارید خوشحال میشم بگید.

شاد باشید.

یک گوشه دنج...

ما را در سایت یک گوشه دنج دنبال می‌کنید

برچسب: شمارش,معکوس, نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:43

صفحه بندی